تبليغاتX
حسرتی گر به دلم هست همان دوریه توست


حسرتی گر به دلم هست همان دوریه توست

بايــــــد تورو پيــــــــــــــدا کنم شايـــــد هنوزم ديـــــــــــــر نيســــــت       

    تــو ســـــــاده دل کندي ولي تقــــــدير بي تقصـير نيست

با اينکه بـــــي تاب مــــني بازم منو خـــــط مي زني      

       بـــــايد تـــــورو پيدا کـــــنم تـــــو با خــودت هـم دشــــمني

کــــــــــــــــــي با يه جـــمله مثــل مــن مــي تونه ارومــت کــــــــــــــــــــــنه  

   اون لــــــــــــــحظه هـــــــــــــــــــــــاي اخــــــــــر از رفتـــــــــــن پشــــــــــــــــــيمونت کنـــــــــــــــه

دلــــــگيرم از اين شــــهر ســـــرد اين کوچــــه هــــاي بـــي عـــبور 

    وقتـــي به مـــــــــــن فــکر مـــــي کني حـــس مي کـــنم از راه دور

اخـــر يه شـــب اين گريـــه ها ســــوي چشامـــو مي بــــره       

        عـــــــــطرت داره از پيرهــــــــــني کــه جـــا گذاشـــتي مــــي پــــــــــره     

پيــــــــدات کنم حتـــي اگه پــــــــــروازمو پـــــــرپــــــر کني                         

      محــــــکم بگـــيرم دستـــت رو احســــاسمــو بــاور کــــــني

بــــايد تـــو رو پــــيدا کنـــم هـــرروز تنهــــا تـــــر نـــــشي

                           
 راضـــــي بــه بـــا مــــن بودنـــــت حــــتي از اين کمـــتر نــــشي
-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

سلام به دوستای گلــــــــــــــــــــــــــــــــــــم خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که خیلی خوبم اخه می دونید چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بالــــاخره تونستم محـــــــمدرضـــــــا  رو پیدا کنم اما نه تو مستطیل سبز یا تو باشگـــاه های دیگه یه جایی که یکم واسم تصورش سخت بود واسه فهمیدن از این خبر مهم به ادامه مطلب برید



::ادامه مطلب::
نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 14:30 توسط فاطمه| |

ضد حال یعنی چی؟

۰

۰

۰

۰

۰

۰

۰

۰

۰

۰

۰

۰

نمی دونید الان بزرگترین ضد حال زندگیمو واستون تعریف می کنم

من از شهرای ایران عاشق کاشــــــــــــــــــــــان  هستم یه ۳یا ۴ بار رفتم اونم با خانواده  خلاصه بعد از هزار جور مخ زدن و راضی کردن قرار شد ما یعنی من و بروبچ دانشکاه مجردی بریم کاشان   اما از قدیم گفتن هرچی سنگه ماله پایه لنگه قرار شد ۲۳ تیر بریم من از ۳ روز پیش همه وسایلا رو اماده کرده بودم اما این سردرد لعنتی امن نمی داد اما بروز نمی دادم تا به ارزوم برسم یعنی رفتن به کاشان اقا خلاصه هرجوری بود ۲۳ تیر رسیدو مام شادو شنگول حاضر شدیم و بروبچ اومدن دمه خونه ما که با ماشین بابای دوستم بریم همه چی عالی بود جز من که سر درد امونم نمی داد همه می گفتن از هوای بد تهران شاید باشه اما نبود که خلاصه وسایلو ریختیم تو ماشین د برو که رفتیم هنوز یه ذره از محل ما دور نشده بودیم که ماشین به تر تر افتاد این اولین ضد حال ماشین اب روغن قاطی کرده بود در همون لحظه ضدحال دوم هم از راه رسید من حالم بد شد گلاب به روتون ....... اوردم با هزارتا دردسر منو رسوندن بیمارستان بگید دکترا چی گفتن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من ابله مرغون گرفته بودم و نمی تونستم برم کاشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان  واااااااااااااااااای حالا اینا به کنار اینکه تا حد مرگ رفتم رو بچسبید خلاصه با حالت گریه اومدیم خونه و دوستای گلمم که به زور من می خواستن بیان کاشان با خوشالی هر چه تمام تر رفتن خونه اخه اونا بلا نسبت خرن نمی دونن کاشــــــــــــــــــــان چه جایه خدایی.

حالا وضع من تو این چند روز چه طور بود فجیحاما ضد حال های من تموم نشده یه ۲ روز گذشت بهتر شدم اما همچنان جوشا بودن اضافه هم می شدن تا اینکه عمو جووونم(همون عموم که خبرنگاره) زنگید بیا بریم سر تمرین پرسپولیساخه با این وضعحالا هی از من انکار که عمو بذار خوب بشم بعد عمو میام بازیکناهم می گیرنااااااااااااااااااااا اما عمو جووون گوشش بدهکار نبود می گفت اگه تو پرسپولیسی هستی باید بیای منم به غرور پرسپولیسی بودنم بر خورد رفتم اما چه رفتنی رسیدیم دمه در ورزشگاه نگهبانه فضولهی گیر داد چرا من ماسک زدم چــــــــــــــرا؟؟؟جـــــــــــــــرا؟؟؟ فهمید من ابله مرغون دارم نذاشت برم تو گفت برو کنار وایستا اما چه کناری به شعاع ۳ کیلومتری کنار وایستادم ۱ ساعت شد ۲ ساعت اما به عشق پرسپولیس وایستادم از دور دیدم سپهر-میثاق-بهادر عبدی و شیث اما چه دیدنی از دور خلاصه با اعصاب خوردی هرچه بیشتر اومدم خونه

خب اینا بودن ضدحال های بزرگ من و اما موضوعی که چند وقته می خوام بگم بهتون البته اون دوستایی که قبلانا یعنی زمانی که وب ماله محمدجواد بود سر میزدن از این موضوع کمابیش خبر دارن اما دوست دارم همتون بدونید مخصوصا خود محمدجواد که بدونه من جرات دارم پس گوش کنید:

من زمانی که دیپلم رو گرفتم و قاب کردم زدم به دیوار کاره هر روزم این بود که تو اینترنت بچرخم تا اینکه به یه وبلاگ سر زدم ماله محمدجواد بود در مورد نیکی و کریمی اپ کرده بود براش نظر گذاشتم که وبلاگت عالیه اما ای کاش از مامانی هم چیزی می نوشتی و پست الکترونیکم رو گذاشتم و اومدم تا اینکه دیدم محمدجواد منو اد کرده باهم چت کردیم و بهم گفت چرا واسه محمدرضا یه وبلاگ نمی سازی تا یه جورایی بفهمه جالبه به ذهن خودم نرسیده بود اما من نه وقت این کارهارو داشتم نه حوصله ی ساختن وبلاگ تا اینکه محمدجواد گفت برو من یه وبلاگ دیگه دارم میدمش به تو موقعی که اذرس وبلاگ رو بده فکر می کردم وبلاگش باید مثل اون یکی در مورد رسولیس باشه اما موقعی که ادرس این وبلاگ رو داد جا خوردم یه وبلاگ عشقی بود از عشق خودش به دوست دخترش بهشم گفتم گفت دیگه تموم شده و من این وبلاگ رو نمی خوام و من هم قبول کردم و به جمع شماها اومدم تا اینکه چند وقت یش فکر کنم همتون اون نظر رو خوندید یه دختری به اسم سحر که فهمیدم دوست دختر محمدجواد بود اومده بودو نظر گذاشته بود که محمدجواد منو بهم برگردون من خیلی جا خوردم رابطه ای منو محمدجواد خیلی ساده بود نمی دونم چرا اینطوری برداشت شد بعدش هم که شماها کمتر سر زدید تا اینکه من به این فکر افتادم تا این وبلاگ رو س بدم و با نانا جوونم یه وب به اسم خود محمدرضا بسازیم که حتما این کارو می کنم خب خیلی حرف زدم دیگه من برم بابا جووونه من نظر بذارید

 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:48 توسط فاطمه| |

تولد

سلام به تمام دوستای عزیز نمی دونم چرا به چه دلایلی یه مدت کلا سایت برای من فیلتر شده بود در هر حال تمام سعیمو کردم تا روز تولد یه پست بزارم.

همونجور که می دونید امروز تولد ۱۹ خرداد

و باید تبریک بگیم به تمام مامانی ا عزیز

بعد از پست قشنگ فاطمه جون نمیدونم چی بگم ولی می خوام تمام عکس هایی که دارم رو براتون بزارم

قدیمی و جدید دیگه بپذیرید:

 

 

در آخر می خوام یک مصاحبه تلفنی در ادامه مطلب بزارم.که مجله ی جام انجام داده بود.

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 10:2 توسط نانا| |


گیریم که روزگار توانایی دور نگه داشتن ما را داشته باشد تکلیف دلهایمان که دست او نیست دیوانه کسی است که معشوق را در
 مجاورت اغوش دیگری می بیند و باز می نویسد و من اگر دیوانه نبودم اینجا نبودم میان این همه دل سنگ مثل تو...!!!
حتما لذت می بری از شکنجه ی کسی که به جرم دیوانگی تقاص جرمش را به بدترین وجه پس می دهد
و ان چیزی جز بی تو بودن نیست هرچند همیشه نگاه تو به دنبال کسی است که نگاهش در پی دیگری است
همه نیست فدای سر ارزوهای به بارنشسته ات
دورترین نزدیکم چگونه ای؟؟؟
هر شب با قایق غم هایم در رودخانه ای اشکهایم برای یافتن تو تا انتهای ظلمت پارو میزنم تا صدایم را به گوش شب برسانم و بگویم که
"دوستت دارم"
------------------------------------------------------------
سلام سلام
من دیگه قرار نبود بیام اما دلم نیومد واسه تولد تنها عشق تو زندگیم نیام و اپ نکنم
من یه کار بزرگی کردم و واسه محمدرضا جونم یه کادوی شیک همراه با یه نامه براش پست کردم
این  دو تا شعری هم که اول نوشتم یه قسمتی از نامه ام به محمدرضا بود
به نظرتون چه طوره؟؟؟
یه خرس توپولبیه قرمز هم بهش کادو دادم تا وقتی که کادو رو می خواستم بدم خرسه همش بغلم بود
ای جان دلم نمیومد به محمدرضا هدیه کنم!اخه خیلی ناز بود
 منم که عاشخ خرس و... از این جور عروسکها.حالا یه قسمت از اخر نامه رو هم براتون می نویسم:

----------------------------------------------------------------------------
مثل گریه تویه پاییز،مثل پاییز تویه کوچه،مثل کوچه زیر بارون،مثل بارون رویه شیشه
تو خود عشقی خود عشق
مثل اسمت رویه قلبم،مثل هدیه تویه دستم،مثل اون حالی که داشتم وقتی هدیه رو می بستم
   تو خود عشقی خود عشق
مثل ماه وقتی گریه اش می گیره،مثل گل وقتی که از دست تو می ره،مثل من که نمیای و میمیره مثل تو
تو خود عشقی خود عشق
مثل ماه، مثل تو    مثل اشک،مثل من     مثل عشق ،مثل آآآآآه
آآآآآه تو خود عشقی خود عشق
مثل لیلی تویه پاییز، مثل مجنون زیر بارون ، مل بارون وقتی آدم،آروم آروم میشه عاشق
تو خود عشقی خود عشق
 
و در اخر

----------------------------------------------------------------------------
کسی که اگر تا آخرین نقطه ی دنیا یک ریز یدود به گرد پای اولین لبخند پس گریه ای بعد از تولد  تو هم نخواهد رسید

"دوســـــــتت دارم گـــرچــه تــو نمــی دانـــی و شــاید هــم نخــواهـــی دانســــت"

رای مـــــــا مــــــــــیر حســــــــــــــــــــــین موســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوی

نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 18:46 توسط فاطمه| |

سلامممممممم به دوستای بی معرفتمدمتون گرم بابا یه وقت سر نزنیدااااااادیگه به فکر اینم که برم اره باید برم کسی که بهم سر نمی زنه محمدرضام که بهم محل نمی دهههههههه اما دیگه فکر نکنم بیام اما می خوام قبل رفتنم یه خبرایه خوبی رو بدم:

اول از همه اینکه ۲۸ اردیبهشت تولدم بود و ممنون که هیچ کدومتون تبریک نگفتید البته به غیر از دوستای خوبم "مهرزاد دوست داشتنی" و "محمدرضا قوام پور" و" محمدجواد" که خیلی بهم لطف داشتن

دوم اینکه من دارم عمه می شموااااااااااااااااای خدا من از الان دارم واسه اش پر پر می زنم

و اما خبر بعدی

اینکه محــــــــــــــــــمدرضا جونـــــــــــــــــــــــــــــــم داره میاد اســـــــــــتیل اذیــــــــن البته این خبر صد در  صد نیست اما به احتمال ۸۰٪ میاد

البته می دونم کسی نمی اد که این اپ ام رو بخونه اما واسه دل خودم نوشـــــــــــــتمااااااااااااااا  اگر بار گران بودیم و رفتیم اگه نا مهربان بودیم و رفتیم

نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 18:36 توسط فاطمه| |

عشق من ناز نکن عمر ما پایون می گیره                              یه روزی دست زمونه تو رو از من میگیره

وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه تو رو                          دیدن تو رو خواستن رو کی از من می گیره

عشق من قلب این عاشق با تو آروم می گیره                             همه ناله های من از اون نگاه و دوریه

تو رو دیدن تو رو خواستن تو رو هرجا می بینم                  بی تو و عشق تو من همیشه تنها می مونم 

عشق من عاشقتم تکرارت هر شب عادت                            همه حرفام به خدا از عشق و از صداقت

با تو بودن تویه دنیا واسه من نهایت  عشق من                         بی کسی و شب با تو پایون می گیره

همه رگ هام از حرارت نگات خون می کیره                              با تو بودن تویه دنیا واسه من نهایت

تو گمون کردی بریخاطره هاتم می میره                                   روزای رفته برام رنگ سیاهی می گیره

اگه صد بهار و پاییز واسه تو گریه کنم                                       نمی تونم که تو رو همیشه از یاد ببرم

من همون عاشقتم تا که چشام بارونیه                                    همه ناله های من از اون نگاه و دوریه

با تو بودن تویه دنیا واسه من نهایت 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبید؟واااااااااااااااااای دلم واسه همتون تنگ شدهمن هنوزم کامپوترم قاط داره دیگه دارم دیوونه می شمااااااااااااااااااااامن فعلنا نمی تونم بیام تا این کامپوترم دست از لج بازی ور داره نانا جوووونم میادو اپ می کنه من برم در ضمن ببخشید که نمی تونم بیام اطلاع بدم که اپ کردم الانم با هزلرتا دردسر تونستم بیام دوستتون دارممممممممممممممممممممممممم 

نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:10 توسط فاطمه| |

سلام بچه ها نت دوباره اومدم(نانا)

بچه ها

امروز نمی دونم چه عکسی براتون بزارم بیشتر عکسا دیگه قدیمی شده یا همه بچه ها دارن  یا توی همه سایت ها هم هست .

انتخاب و گذاشتن یه عکسم کاره خیلی مشکلی شده در کل بازم براتون چند تا عکس حالا قدیمی یا جدید شما ببخشید دیگه

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 9:41 توسط نانا| |

شروع مي کنم به از تو نوشتن کاغذ مست مي گردد قلم به رقص در مي آيد نمي دانم
چرا هر وقت مي خواهم چيزي از تو بر روي کاغذ بياورم واز تو بنويسم
وجودم،قلمم،کاغذم همه و همه به وجد مي آييم.عزيزم!تمام شب در خيالت گريستم
هنوز پاييز چشمانت را روي شاخه هاي سرد انتظار جستجو مي کنم نمي داني چقدر
محتاج نوام.هنوز کاغذهايم به شوق نگاهت رنگ کاهي را پس مي زند وتمام شب
وتمام ثانيه ها، يکي يکي مي گذرندوبه دريا ها اشک هايم روان مي شوند انگار
تاب ديدن پاييز چشمانت را ندارد کاش برگردي زود،کوچه بي تو دل تنگي دارد
کاش برگردي زود ومي ديدي که دلم بي تو چه حالي دارد ببيني که هنوز حلقه
زرد خورشيد داغ تنهايي من را دارد کاش زود برميگشتي تا قاب عکس روي ديوار
تهي از چهره تو نباشد وتمام صفحات دفترم از حرف ونگاه واسم تو پر شود کاش
زود بر مي گشتي.تو اگر برگردي من تمام شاخه هاي گل ياس را با تمام احساس
تقديمت مي کنم

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مراطلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

سلام دوستان گلم خوبید؟؟خوش می گذره؟؟سال نو رو هم با کمی تاخیر تبریک می گم من کامپیوترم قاط زده و فعلا نمی تونم بیام و به جایه من نانا جووونم زحمت می کشن من باید برم ببخشید که این اپ اصلا خوب نبود به بزرگی خودتون ببخشید نظر یادتون نره هااااااااا

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 13:26 توسط فاطمه| |

سلام

اول از همه سال نو رو به همتون تبریک میگم با تاخیر

دوم باید خدمتتون بگم من نانا هستم اگر اومدین دیدین اپ شده خبز ندادیم تقصیر فاطمه جان نیست تقصیر من به خاطر این که زیاد باهاتون آشنایی ندارم به خوبی خودتون ببخشید دیگه

الانم یه چند تا عکس براتون می زارم قدیمی دیگه به بزرگی خودتون ببخشید دیگه

از سایت یکی از دوستان بود که ازش تشکر می کنم


::ادامه مطلب::
نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 10:48 توسط نانا| |

منی که با شبنم نگــــــــات می گرفتم وضو       دوباره دیـــــــــــــدن تو واسم شده یه ارزو

می خوام واسه اخرین بار بگیرمت در اغـــوش     شاید این بار غـــم نبودنت بشه واسم فراموش

واست نوشتم نامه ای شاید دلــــت بسوزه        نیستی اما دوســـــتــت دارم هنوزم که هنوزه

غم غربـــــــت چشات مثل غروب ذریاست        نشسته در نگاه من یه دنیا عشـــــق و التماس

بدجور دلم تنگ واســـــــــــــــــــــــــــــــت می خوام تو رو ببینمــــــــــــــــــــــت       

ستاره ای سهــــــــــــــــــــــــــــــــیل امی از اسمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون بچینمت

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

سلام به دوستای گلم خوبید؟خوش می گذره؟پشاپش عید نوروز رو به همتون تبریک می گم و ارزویه سالی خوش همراه با موفقیت های پی در پی رو براتون ارزو می کنم من اصلا حالم خوب نیست اخه امسال می شه ۴ ساله که من دیوونه ای محمدرضا هستم و اینکه نتونستم تو این ۴ سال کاری کنم داره ازارم می ده خب نمی خوام اخرین اپ سال ۱۳۸۷ با غم باشه پس شروع می کنم می خوام این اپ بهترین اپم باشهمی خوام یه سری مصاحبه و ... بذارم از بازیکنایی که دوستشون دارم الاخصوص محمدرضا البته دوستانی که عضو هفته نامه ای ماهان بودند این مصاحبه هارو دارن اما دلم نیومد واسه دوستایی که ندارن نذارم هم اینکه خیلی جذابه و سوال های باحالی از بازیکنا کردن پس بریم تا ببینیم چی پرسیدنبا یه عکس از پرسپولیس محبوبم زمانی که محمدرضا  هستش بذارم چون من عاشقه این تیم بودم

خب بریم سر مصاحبه های باحال

 


::ادامه مطلب::
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 19:35 توسط فاطمه| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

سايت بهاربيست

قالب وبلاگ